Advertisement
صفحه اصلي

جديدترين اخبار سايت

بلوك ميبد

 

توكا خانم

 

ببار اي دف

باغ تماشا

 

تاريخ طنز در ايران

 

فرزندان فردا

آوازهای هزارو یک پاییز



سي دي صوتي از اشعار محمود كوير

سي دي صوتي

آزاليا گزيده ي شعر محمود كوير



دفتر شعر محمود كوير

بارانك خانم

دفتر شعر محمود كوير



منتظر نظرات و پيشنهاد هاي سازنده شما هستيم



به سايت خوش آمديد

تاريخ جنبش درويشان

كتاب تاريخ جنبش درويشان

اثري بيادماندني از

محمود كوير




آخرين مطالب
نقدی دیگر
جایزه ادبی
سرگذشت شعر پارسی
آفرینش در شاهنامه
حکمت در شاهنامه
با زال در شاهنامه
باده در میخانه ی حافظ
عشق به رنگ حافظ
کتاب تازه
شهر فرزانگان

با ايرانيان


ساعت و تقويم

آمار سايت
447119 بازديد كننده تا كنون

از اعضا كسي آن لاين نيست

9 مهمان آنلاين

پيامهاي شخصي
شما 0 پيام جديد داريد.

Free counter and web stats



کودکان فردا  

*روز بیست و یکم فوریه، روز جهانی زبان مادری است. در این روز سمیناری به نام( آموزش و پرورش کودکان در سده بیست و یکم) با شرکت هشتاد و شش کانون آموزشی، از سراسر جهان، در لندن برگزار شد. در پایان این برنامه، سه متن از بین صد و بیست متن، برای خواندن در سمینار برگزیده شد. متن زیر( نوشته محمود کویر) یکی از این سه متن است.

 

 

 

 

فرزندان فردا

 

 

 

 

کودکان، مانند فرشتگان؛ زیبا و زلال، به دنیا می آیند.

 

آموزش و پرورش، در جهان و روزگار ما، از هدف های والا و انسانی خویش به دور افتاده است.

آن چه آموخته می شود، از جان و زندگی تهی بوده و نیروی آزمایش و تجربه در آن بسیار کم است.

روش های آموزش و پرورش کهنه شده و به خدمت قدرت درآمده است.

 

میلیون ها کودک در اردو گاه های آوارگی؛ در سرزمین های جنگ، گرسنگی، غارت، ستم، نادانی .... گرسنه و از هرگونه امکان آموزشی بی بهره اند.

 

امروزه در مدارس، از کودکان ما، برده هایی آرام برای چرخاندن دستگاه های کهنه قدرت و یا یاغیانی درمانده تربیت می کنند. ما کودکان مهربان و شاد خود را، به نهادهای آموزشی می سپاریم تا از آن ها کارمندانی برده، سربازانی خشمگین و بازنشستگانی دلمرده و افسرده بار آورند.

وازدگی، دور شدن از ارزش های اخلاقی، زندگی کردن برای کار کردن، کارهای سودآور و خالی ار آفریینندگی و زیبایی، بی اعتمادی، جنگ، تعصب و دروغ را با تمامی ابزارهای تبلیغاتی و آموزشی، در پناه علم و فن، چونان زهر به کام کودکان می ریزند: کودکان جنگ! کودکان گرسنگی! کودکان خیابانی!

 

زیبایی، شادابی، زندگی، آزادی، مهربانی از گوهر آموزش به دور افتاده است. فناوری جدید نیز تهی از تراوت و بی ژرفا بوده و در دسترس همگان نیست.

 

هر روز دیوارهای دیگری از قدرت، پول، نابرابری، ستم، جهل در گوشه و کنار جهان برپا نموده و دستاوردهای اندیشه و فرهنگ بشری را تهدید می کنند.

***

 

بیاییم و ...

 

کودکانمان را خرد و عشق بیاموزیم، تا دشمنی و تهیدستی و نادانی و جنگ از میانه برخیزد!

کودکان باید خودشان باشند. سرشار از پاکی و زلالی، بهت و پرسش، چونان عارفان!

 

بگذاریم:

بازی باشد. خنده باشد. خورشید باشد. آسمان باشد. مادر باشد. من باشم. تو باشی!

کودکان را از خیال ها، رویاها، بازی ها دور نکنیم!

کودکان را از افسانه های زیبا، قصه های پریان، داستان هایی که بخنداند و بگریاند، بیاموزیم. خیال ورزی و پندرابافي، بذر همه ی زیبایی ها و نیکویی ها را در جهان می کارد!

بگذاریم:

کودکان بخندند. بگریند. در شادی و سرور شناور شوند!

پریان دریایی و فرشتگان بی تردید وجو دارند، آن ها در کاخ های بلورین خیال و پندار کودکان، ساده و زیبا زندگی می کنند.

نترسیم! بگذاریم کودکان، فردوسی، همر، سروانتس، ژول ورن، حافظ بخوانند.

 

بگذاریم:

کودکان بازیگوش، شیطان و سرکش باشند. به آن ها نگوییم از درخت بالا نرو! با آن ها از درخت بالا برویم و به آن ها یاد بدهیم که چطور باید از درخت بالا رفت.

خانه را با نور و شور و موسیقی، چون قصر پریان دریایی برای کودکان بیاراییم.

برخیزیم و با آن ها زیر باران برویم. و بدویم در خیابان های خیس و خوش حال.

کودکان را از ناشناخته ها مترسانیم. برای سفر به ناشناخته ها با همه عشقمان آن ها را پشتیبانی کنیم.

به کودکان احترام بگذاریم، احترام یعنی:آفرین گفتن! نیایش کردن! ستایش کردن! رها کردن!

بگذاریم کودکان اشتباه کنند! اما آزاد باشند و خود را بیازمایند.

کودکان ما آبستن حقیقت هستند. مانند سقراط، قابله و مامای حقیقت باشیم.

 

باشد که:

 

آسمان آموزشگاه ها را موسیقی، شعر، رقص و بازی پر کند!

آزمایش و خودآزمایی را گسترش دهیم!

به کودکانمان در آموزشگاه ها، عشق، مهربانی، صلح، آرامش، مکاشفه بیاموزیم!

آموزشگاه را به میان جنگل ها، کشتزارها، برفراز کوهساران و دامن آبشاران ببریم.

آموزگاران به کودکان، اسب سواری، شطرنج، شنا، درو، نشا، ساختن، پرواز و سکوت بیاموزند.

به کودکان بیاموزیم که:

برقصند! بخوانند!

گندم بکارند! ابریشم ببافند!

پروانه ها را دوست بدارند.

بتهوون بنوازند. هایکو بسرایند. غزل بخوانند!

سیاه برقصند. سپید بکارند. سبز بیندیشند!

با کودکانمان به ژرفای زندگی، تجربه و طبیعت سفر کنیم!

 

باشد که:

 

آموزشگاه هایمان را آوای خرد، عطر آزادی، رنگ شادی لبریز کند!

کودکان ما می رویند! می بالند! خود را می افشانند! چونان گیاه! رود! کوه! پرنده و آدمی!

لبریز از دانایی و عشق!

ما نیز. باداباد!

 

این آواز سبز کودکان ما در آستان سده بیست و یکم است:

 

آزادی! عشق! دوستی! خرد!

این پیام را کودکان ما، با رایانه های خویش و از گوشه ی اتاق های کوچک خود، به گوشه گوشه ی این دهکده، که زمینش می خوانیم، خواهند رسانید.

آن ها در کار آفریدن شکل های نوینی از عشق، خانواده، آزادی، خرد، بازی و شادمانی هستند.

 

زمین دارد گرده می گرداند! فردا در دستان مهربان و پر تلاش کودکان ماست! آن ها را با عشق ستایش کنیم:

 

خرد و عشق چراغ راهتان باد!

 

محمود کویر

کودکان فردا) بخش نخست(  

 

( سنگ هایی را که در دست داریم، به سوی فردا پرتاب نکنیم. آنرا برای ساختمن فردا به کار گیریم.

ما فرزندان سده بیست و یکم هستیم. سده ی خرد و عشق.

باید آزادی را از خود و درون خود جشن گرفت.

باید نوسازی را از همین جا و هم اکنون آغاز کرد.

انسان نوین، به خود، به دیگران، به طبیعت، به خرد، به فضیلت احترام می گذارد.)

 

از کتاب: سفر در خویش.محمود کویر

 

یکی از مشکلات آدم ها، در جوامعی مانند ما، این است که مردمان فكرمی کنند که بر تمام امور جهان آگاهی دارند و یا باید داشته باشند. در نتیجه با اندک دانشی و یا بدون کوچکترین آگاهی به اظهار نظر و راهنمایی و راهگشایی پرداخته و بر پریشانی اوضاع می افزایند.

اگر کسی سرما بخورد و یا سردرد داشته باشد، همه پزشک هستند و از چای و شوربا و قرص گرفته تا دعا و جادوو نذر و نیاز پیشنهاد می دهند.

اگر در خاورمیانه مشکلی پیش آمده، بلافاصله به تحلیل شرایط سیاسی و اقتصادی پرداخته و حرف هایی می زنند و راه هایی پیشنهاد می دهند که سران جهان با سدها کنفرانس به این نتایج د ست پیدا نمی کنند.

اصلن به فکرمان نمی گذرد که روزگار قبیله به سرآمده، روزگاری که دلاک قبیله، پزشک و ماما و جادوگر هم بود. روزگار تخصص هاست. نمی شود که همه مکانیک و پزشک و تحلیل گر باشیم.

البته در برخی رشته ها، فکر می کنیم، چون ما اطلاعی نداریم، لابد به درد نمی خورند و بیهوده هستند. اگر سالوادر دالی و پیکاسو را نمی شناسیم و کارشان را نمی فهمیم، یکسره به انکار هنر نو بر می خیزیم. با هرچه که نو باشد، سر ستیز داریم. در لاک خود بسیار خوشتریم و حاضر به خطر کردن نیستیم.

اگر باله و اپرا نرفته و نمی دانیم که چگونه هنری هستند،نه حاضریم وقت و پول گرانبهایمان را صرف این جور چیزها کنیم ونه از خرشیطان پایین بیاییم که این ها هم هنر هستند.

اگر نمی دانیم که هاکی و اسکیت و کریکت چیست، همان بهتر که با تمسخر از کنارشان بگذریم.

این ها فرهنگ است. برای یاد گرفتنش باید خون دل خورد. شعر خواندن و لذت بردن از آن یک فرهنگ است. موسیقی و باله و اپرا، فرهنگ است. باید سدها سال رنج کشید تا شعور و آگاهی  بدانجا رسد که یک سالن تاتر یا باله برایمان حکم معبد و نیایشگاه پیدا کند.

باید نسل ها رنج برد تا رفتن به یک موزه یا نمایشگاه و شرکت در یک جلسه شعر خوانی برای ما حکم  نیایش پیدا کند. باید موسیقی و هنر و فرهنگ در خانه و جان ما راه یافته و جای خود را در زندگی روزانه ما بیابد.

یکی از این مشکلات برای پدر و مادرهاست:

مشکل آموزش کودکان در خانه. مشکل تربیت آن ها.

می پرسم آیا تا کنون به کدام کلاس آموزشی در این زمینه رفته ایم؟ در این گستره چند کتاب آموزشی خوانده ایم؟ به چند کارشناس در این پهنه مراجعه کرده ایم؟

آیا فکر می کنید همان روش های کهنه کافی است؟ فکر می کنید به شما بر خواهد خورد که اعتراف کنید که  نمی دانید و نیاز دارید که یاد بگیرید؟ آیا اصلن فکر می کنید مشکلی وجود دارد؟

آیا باور داریم و شهامت آن را داریم که اعتراف کنیم که اگر هم تلاشی کرده ایم، شکست خورده ایم؟ بله! شکست ! می دانیم که در برابر نسل نوشکست خورده ایم. چاره ای نداریم. امروز  دیگر دوران خوش گذشته به سر آمده و این نسل نیز با گام های هزار فرسنگی از ما دارد دور می شود. به غبار راهشان آیاخواهیم رسید؟ نه زبانشان را می فهمیم، نه احساسشان را. دور و دورتر می شوند و ما می مانیم با خاطره های محو .

چه باید کرد؟ تسلیم؟

نه! آیا راهی هست؟

بله!

این ها فرزندان ما هستند. این ها انسان های سازنده فردا هستند. به ما نیاز دارند.آینده بر تجربه های ما نیز بنا می شود.

ما بازهم عقب مانده ایم.اما دستمان خالی نیست.

باید برخاست. باید چشمانمان را بشوییم. باید زیر باران رفت. باید یاد گرفت. از ابتدا. باید یاد گرفت که چگونه باید یاد گرفت.

باید یادگرفت که چگونه باید به پارک رفت. چگونه باید به قهوه خانه رفت. چگونه باید به تاتر و سینما و موزه رفت. باید موزه و تاتر و موسیقی و رقص را به خانه آورد. بله! باید یاد گرفت. راستی کجای خانه ی ما، کدام کمد یا تاقچه برای موسیقی و تاتر و هنر جا هست؟

به راستی چگونه به پیشرفت کودکانمان در زمینه های درسی یاری رسانیم؟

 داد بکشیم: بازی بسه! چرا درس نمی خونی! تا حالا کجا بودی!چقدر تلویزیون نگاه می کنی!

نه! باید یاد بگیریم! چگونه به کودکان در خانه یاد بدهیم. چگونه مدرسه را به اتاق پذیرایی بیاوریم؟ آموزش اگر با تجربه و آزمایش و تماس مستقیم با طبیعت نباشد، راه به جایی نخواهد برد.آموزش از شاهراه آزادی می گذرد. نیایشگاه آموزش با چراغ اعتماد و احترام روشن است.

آیا می دانیم که در سایت های گوناگون  می توانیم سدها صفحه مطلب در همین زمینه پیدا کنیم؟( چگونه مدرسه را به اتاق پذیرایی بیاوریم)و( آموزش کودکان بوسیله بزرگسالان)و...

آیا می دانیم که اینک صدها هزار پدر و مادر، دیگر کودکان خود را به مدرسه نمی گذارند و در خانه، آن ها را با روش های جدید آموزش می دهند؟ آیا می دانیم در همین زمینه هزاران برنامه کامپیوتری به نام( آموزش فرزندان در خانه) وجود دارد. مجله و انجمن و مدرسه های ویژه وجود دارد؟

آیا می دانیم که سالیان درازی است که بانویی به نام مونتسوری، روش های جدید آموزش کودکان را به وجود آورده و در این زمینه سدها کودکستان و مدرسه در سراسر دنیا به وجود آمده و هزاران مقاله وکتاب نوشته شده و شما می توانید به سادگی، همه آن ها را بر روی کامپیوتر با تایپ کردن نام این بانو پیدا کنید؟( در بخش های آینده این سلسله نوشتار، بخش ویژه ای در باره سیستم مونتسوری خواهد بود.)

آیا می دانید در همه کشورها، مجلاتی رایگان در مدرسه ی کودکان ما پخش می شود که می تواند راهنمای خوبی برای ما باشد و آدرس  های زیادی در اختیار ما بگذارد؟

آیا تا به حال در کلاس های آموزشی در این زمینه شرکت کرده ایم؟

آیا در جلسات پدر و مادرها در مدرسه فرزندانمان شرکت می کنیم؟ آیا عضو کانون خانه و مدرسه هستیم؟ آیا با مشاور مدرسه گٿتگو می کنیم؟ آیا عضو کتابخانه محل هستیم؟ ؟ آیا در جلسات داستان خوانی، شعر خوانی شرکت می کنیم؟

بیاییم تا  مدرسه را به خانه بیاوریم.

بیایید در خانه، با فرزندانمان گل بکاریم. کاردستی درست کنیم. وسایل خانه را تعمیر کنیم. کیک بپزیم. نقاشی کنیم. رنگ بزنیم. واکس بزنیم. خیاطی کنیم.

آیا  خودمان:

کتاب می خوانیم؟ کتاب می خریم؟ باکودکمان کتاب می خوانیم؟

بیایید تا برای کودکمان یک کتابخانه درست کنیم. یک طبقه از یک قفسه برای کتاب. یک طبقه از یک قفسه برای طبیعت( برگ ها. سنگ ها. گوش ماهی ها. گل های خشکیده)

بیایید با طبیعت همسفر شویم:

با فرزندانمان به جنگل برویم. برگ و گل و میوه گردآوری کنیم. به صدای پرندگان گوش کنیم.

 با کودکانمان، به کنار دریا برویم و باشن ها بازی کنیم. به آواز موج ها و پرندگان دریایی برقصیم. به تماشای آسمان و ستاره ها برویم.

***

پاره ای نشانی های سودمند:

http://www.bbcmagazines.com/parenting/

http://www.bbc.co.uk/schools/parents/

http://www.kidsolr.com/parentsresource

http://www.woodlands-junior.kent.sch.uk/parents/educsites.htm


کودکان فردا(بخش دوم)  

( کاشتن يک گياه، سيراب کردن يک گلدان، آب دادن به يک پرنده، نان دادن به ماهي ها و اردک ها، انسان را به گياه و پرنده و طبيعت، يعني به مادر و خواهران خويش پيوند مي دهد.

پختن غذا، رفتن و تميز کردن خانه، آموزش و پرورش کودکان، کار است. از پر ارج ترين کارهاست.

گلخنده هاي کودکان، همسر، آشنايان و دوستانت، سمفوني پرشکوه زندگي است که در خانه تو نواخته مي شود.

برخيز! همسرت،کودکت را، درخت را،سازت را، قلمت را در آغوش بکش!)

 

از کتاب: سفر در خويش. نوشته محمود کوير

 

***

 

آن چه مي نويسم، براي اين است که با شادي و بازي و عشق به کودکانمان ، دانش بياموزيم.

اين نوشته نتيجه بيست سال آموزش، همراه بيش از هزار کودک ايراني  است.

هيچگاه براي آموزش دير نيست. هيچ جا براي آموزش نامناسب نيست. هر لحظه و هر مکاني را با شادي و بازي مي توان به زمان و مکان آموزش تبديل کرد.

بپذيريم که تربيت و آموزش کودکان دانش و هنري والاست و بايد آن را فرا گرٿت.

 ده ها سايت کامپيوتري و  مراکز آموزشي و دوره هاي تخصصي در اين زمينه وجود دارد.

* زمينه:

 کودک خود و توانايي هاي او را کشف کنيم.

راه هايي بيابيم که زبان مشترک و مسايل مشترکي بين ما و کودکمان برقرار کند.

براي نزديک شدن به کودک، بايد به او اعتماد کرد. به او احترام گذاشت. به او آفرين گٿت.

با فيلم، عکس، داستان خواني ؛ طبيعت، تاريخ، هنر سرزيمنمان را به کودک بياموزيم. آداب و رسوم زيباي خود را با کمک کودکمان پاس داريم.

در مهماني ها زمان و جاي ويژه کودکان را ٿراموش نکنيم. زماني را براي بازي با آن ها و گفتگو با آن ها در مهماني ها اختصاص دهيم

براي حفظ هويت کودک، براي آن که ريشه او در خاک بماند و برويد: به کودکمان زبان  بياموزيم.

 زبان دوم به کودک، شخصيت، فکري روشن، انديشه اي توانا مي دهد.

کودکان چون آيينه هستند. آن مي کنند که مي بينند. هرچه به آن ها بگوييم فايده اي بسيار کم مي بخشد.آن ها به ما، به زندگي ما، به شخصيت ما، به رفتار ما نگاه مي کنند و مي آموزند.

* در مدرسه:

در جلسات خانه و مدرسه و در فعاليت هاي مدرسه شرکت فعال داشته باشيم.

کودک را تشويق کنيم تا در انجمن ها، تيم هاي ورزشي و فعاليت هاي خيريه شرکت کند.

در انجام کارهاي مدرسه به او ياري رسانيم. وقت ويژه اي در روز بايد در خانه براي آموزش باشد.( در اين زمينه برنامه هاي ويژه اي در سايت اينترنتي وجود دارد.)

با آموزگار کودک و مشاور مدرسه تماس داشته باشيم.

* در خانه:

* کودک بايد برنامه مشخصي براي بازي، ديدن تلويزيون و آموزش داشته باشد.

اين برنامه با شرايط سني او بايد تنظيم شود.بي برنامه بودن، پايه ي بي بند وباري در آينده است.

* تشويق بهترين راه براي جلب کودک به آموزش است. توهين و سخت گيري بي مورد و هم چنين تشويق هاي بي حساب، دل سوزي هاي خارج از حد، کودک را ٿرصت طلب و تندخو بار مي آورد.

* با کودکان بازي کنيم. بازي هاي ساده براي روزهاي باراني. نمونه: چيزي را در جايي پنهان کنيم . با گذاشتن يادداشت راهنما در نقاط مختلف از او بخواهيم که آن را پيدا کند.

* کودک بايد با ما به موسيقي گوش کند. سازي را ياد بگيرد. از موسيقي مي توان براي آموزش گفتار و زبان استفاده کرد.نيمکره هاي مغز به سبب موسيقي فعال مي شوند و آگاهي و اطلاعات همراه با موسيقي زودتر به وسيله کودک فرا گرفته مي شود. از آواز ها براي ياد دادن زبان و درس به کودکان استفاده کنيم. آوازهاي کودکان را با حرکت هاي دست و پا همراه کرده و آموزش را به يک بازي شاد تبديل کنيم.

* به کودک شطرنج بياموزيم و با او بازي کنيم.

* با مقوا و چسب و رنگ، قاب عکس، ساعت، قلعه، پل درست کنيم.

* بازي با کارت را گاهي مي شود آزمايش کرد.

* پختن کيک هاي ساده با کمک کودکان.

* کمک گرفتن از کودک براي تميز کردن خانه و ماشين، تهيه ليست خريد، درست کردن چاي، دوخت و دوز، واکس زدن و دادن جايزه هاي کوچک به او.

* خريدن تخم گياهان و کاشتن گل و روياندن سبزه به وسيله کودکان.

* بر روي کامپيوتر بازي هاي آموزشي، امکان نقاشي کردن،  علوم به صورت بازي براي هر شرايط سني به مقدار بسيار زياد وجود دارد.

* براي کودکمان پست الکترونيکي درست کنيم.

* کودک بايد براي يک نشريه ويژه آبونمان باشد و از آن خوب نگه داري کند.

* کودک بايد در روز براي مدتي مشخص کتاب بخواند. او بايد داراي کتابخانه کوچکي باشد. به او ياري دهيم تا کتابخانه بسازد.

* به کودک بياموزيم که اتاق خود را تزيين کند.

* بيرون از خانه:

* رفتن به استخر و آب بازي و ياد دادن شنا.

* رفتن به تاتر هاي ويژه کودکان.

* رفتن به موزه هاي ويژه کودکان.* رفتن به پارک و غذا دادن به پرندگان و ياد گرفتن نام گياهان و پرندگان و چگونگي تخم گذاشتن و زندگي آن ها. جمع کردن برگ ها، گل ها و چسباندن آن ها در يک دفتر.

 

پاره اي آدرس هاي سودمند:

BBC - Schools - 4 to 11 years Subjects Numeracy

 

Teaching Treasures Free Stuff Maths Main Page

 

SCORE Science - Kids Corner


ادامه ....
کودکان فردا( بخش سوم)
کودکان فردا( بخش چهارم)
 

منوي اصلي

با شاعران

زندگی نامه ای و چندین شعر از هرکدام. نگاه من به شاعران ایرانی ! کوتاه و ساده، تا همگان را گزیده ای فراهم آورده باشم


دفتر يادگاري


ورودي اعضا
شناسه

رمز عبور

ذخيره اطلاعات كاربري
فراموش كردن رمز?

انتخاب مرورگر
اضافه به ليست سايتهاي دلخواه
صفحه اصلي مرورگر كنيد

 
 Search


اجراء وطراحي توسط شركت فاراب رايانه يزد copyright 2006 www.mahmoodkavir.com All right reserved